متون پربیننده و
حرف های امیر پریزاد در بخش کرگدن نامه سایت
فقط برای اعضاء قابل مشاهده است
|
|
مدرنيسم و ... به محارم در خانواده |
|
|
|
|
نويسنده: رضا رمضاننرگسي
مدرنيسم و تجاوز جنسي به محارم در خانواده
خبرگزاري فارس: هرچند خشونت جنسي پديدهاي جديد نيست و يكي از معضلاتي است كه بشر همواره به آن مبتلا بوده استامّا بايد توجه داشت كه تجاوز جنسي پدر به دختر يا برادر به خواهر از اختراعات مدرنيسم بوده و حتّي در تاريخ اقوامي مثل قوم لوط هم چنين گزارشهايي به ما نرسيده است؛ زيرا همواره بزرگسالان در خانواده، حافظ و حامي كودكان خود بودهاند
مقدمه
از قديم گفتهاند كه عشق انسان را كر و كور ميكند و جز خوبي يار نميبيند (حب الشيي يعمي و يصم) در جوامع شرقي از جمله ايران بسياري به عشق مدرنيته مبتلا گشتهاند و براي آنها مدرنيته واژه شيريني است كه در آرزوي وصال آن روز شماري ميكنند. اينان رشد و سعادت بشريت و خود را در سايه آن ميجويند و از باب «هر آنچه خسرو كند شيرين بود» حتّي حاضرند براي مدرنيته حاكميت ملّي را نيز ناديده بگيرند و حتّي در مجامع عمومي عنوان ميكنند كه:
«... ديگر دوره حاكميت ملّي گذشته و ضرورت دارد كه پيوستن به حاكميت بين المللي را به عنوان مسير اجتناب ناپذير براي مردم و حتّي نخبگان جا بيندازيم...يعني به عبارت شفافتر ما دنبال گرفتن نقش در نظام بين المللي هستيم معنياش اين است كه بايد و نبايد هايمان را از چيزي به نام فرهنگ و اعتقاد و مذهب نميگيريم، بلكه نظام بين الملل به رهبري هر قدرتي كه ميخواهد باشد هر چه را كه براي زندگي بهتر تعيين كرد و ما را به انجام آن موظف ساخت بايد انجام دهيم»
البته اين كلمات جديد نيستند و بيش از صد و اندي سال است كه توسط روشنفكران ما تكرار ميشود و در صد سال گذشته حداقل از سال 1287 ش (بعد از مشروطه دوم) تاكنون چهار نعل به طرف آن رفتهاند.امّا هنوز طعم مدرنيته را نچشيدهاند و مثل تشنهاي كه از آب شور مينوشد، تشنهتر شدهاند. راستي جريان چيست؟ چرا با رفتن به سوي مدرنيسم به جاي آنكه احساس راحتي و آرامش كنيم، روز به روز مشكلات جديدي براي ما و جامعه ما ايجاد ميشود كه گاهي در حل آن عاجز شده، در ميمانيم؟ آيا مگر مدرنيته موجب سعادت بشريت نيست!؟ و آيا مگر مدرنيته وضعيت تكامل يافته بشر نيست!؟ اگر هست چرا بشر روز به روز درمانده تر است و اگر نيست پس راه چاره چيست؟
اين مقاله درصدد يافتن جواب براي اين مشكل نيست، ولي در خصوص يكي از معضلاتي كه مدرنيسم براي بشريت آفريده است به بحث مينشيند. به عبارت ديگر اين مقاله پنجرهاي است به سوي فهم جواب سؤال فوق.
خانواده يكي از مقدس ترين مكانهايي است كه همه افراد بشر در آن اتفاق نظر دارند. خانواده حامي كودكان وامنترين مكان براي آنها ميباشد؛امّا در عين حال در سالهاي اخير پديده خشونت جنسي و تجاوز به كودكان در خانواده به صورت صعودي رشد مييابد. اينامر كه بسيار نگران كننده است، نيازمند بررسي و كاوش در خور توجه ميباشد. و غرض اصلي از نوشتن اين مقاله نيز آن است كه با نگاهي دوباره به آن، به دنبال علل وعوامل آن باشيم و درصدد علاج برآييم. و جا دارد كه مسئولين جامعه با احساس خطر و نگراني از اينامر آن را جدي بگيرند. و از سرگذشت ديگران عبرت بگيريم نه آنكه خود مايه عبرت گرديم كه حضرت علي? فرمود: همانا بصير كسي است كه بشنود پس فكر كند ... و از حوادث گذشته عبرت بگيرد
خانواده
اولين چيزي كه درباره خانواده به ذهن ميرسد، سؤال از ماهيت خانواده است. بنابراين، نخست بايد مفهوم خانواده تعريف شود.
تعريف خانواده:
گروهي از افراد داراي پيوند سببي يا نسبي، كه با يكديگر زندگي ميكنند، مانند يك زن و شوهر، همراه با فرزندان يا بدون آنها، يا پدر و مادري منفرد به ضميمه كودكان خود.
گيدنز در تعريف خود قيد ديگري اضافه ميكند او مينويسد: خانواده گروهي از افراد است كه با ارتباطات خويشاوندي مستقيماً پيوند يافتهاند و اعضاي بزرگسال مسئوليت مراقبت از كودكان را به عهده دارند.
تعريف گيدنز ميتواند مكمل تعريف قبلي باشد ولي تعريف اول به جهت اختصار و رساتر بودنش ارجحيت دارد.
در مقابل خانواده خانوار قرار دارد. افراد غير خويشاوندي كه با يكديگر زندگي ميكنند و يكديگر را كمك ميدهند، معمولاً به عنوان «خانوار» commune معروف است (به عنوان مثال دانش آموزاني كه آپارتماني را شريك هستند)
چهار نوع اصلي سازمان خانوادگي وجود دارد: خانواده گسترده (extended family)، خانواده هستهاي (nuclear family)، خانواده تك لنگهاي (single-parent family)، و خانواده تجديد بنا شده (reconstituted family).
خانواده گسترده:
اين نوع خانواده معمولاًُ متشكل از سه نسل از افراد كه عبارتست از پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر و فرزندان ميباشد؛ اين سه نسل بسيار نزديك با يكديگر زندگي ميكنند و تماس نزديك را حفظ ميكنند.
خانواده هستهاي:
اين نوع خانواده عموماً متشكل از تنها پدر و مادر و فرزندان ميباشد؛ فرزنداني كه به طور معمول حداكثر سه نفراند.
در خانواده هستهاي، تماس با ساير خويشاوندان دورتر، ضعيفتر و كم رنگتر است، تا در ميان اعضاي خانواده گسترده.
خانواده تك لنگهاي:
اين نوع خانواده متشكل از پدر و مادر منفرد، به ضميمه فرزندان تحت تكفلشان ميباشد.
خانوادههاي تجديد بنا شده:
خانوادههاي تجديد بنا شده به خانوادههايي گفته ميشود كه در آنها پدر يا مادر يا هردو براي دومين يا چندمين بار ازدواج كردهاند. معمولاً در اين خانوادهها فرزندان محصول ازدواجهاي پيشين پدر و مادر ميباشند و فرزند با ناپدري يا نامادري زندگي ميكند
خشونت جنسي در خانواده
در بين تمامي نهادهاي اجتماعي، خانواده نقش و اهميتي خاص و بسزا دارد. تمامي آنان كه در باب سازمان جامعه انديشيدهاند، بر خانواده و اهميت حياتي آن براي جامعه تأكيد ورزيدهاند. به درستي هيچ جامعهاي چنانچه از خانوادههايي سالم برخوردار نباشد، نميتواند ادعاي سلامت كند،
خانواده كانون تربيت و پرورش اخلاقي، روحي و رواني كودكان ميباشد به عبارت ديگر خانواده بزرگترين حامي كودك و تامين كننده آرامش وامنيت روحي ـ رواني اوست؛امّا در عين حال خانواده تنها زماني ميتواند كاركرد خودش را به درستي انجام دهد كه سالم باشد. و اگر خانواده به مكان ناامني براي كودكان تبديل شود آنوقت ميتوان تصور كرد كه جامعه چه وضعيت نابساماني خواهد داشت.
يكي از عواملي كهامنيت و سلامت خانواده را در معرض نابودي قرار ميدهد، خشونت و تجاوز جنسي به كودكان است.
مراد نويسنده از خشونت جنسي در خانواده: تجاوز به كودك و زناي با محارم ميباشد. سادهترين تعريف تجاوز جنسي به كودك عبارت است از انجام دادن عمل جنسي توسط بزرگسالان با كودكان بر خلاف رضايت آنها يا زير سن رضايت. زناي با محارم به روابط جنسي ميان خويشان نزديك (محارم) اطلاق ميشود.
بدترين نوع تجاوز، تجاوز جنسي توسط محارم خوني همانند پدر، برادر، و... ميباشد كه عواقب بسيار بد رواني بر متجاوز و قرباني (هردو) دارد. اين نوع تجاوز در كشورهاي پيشرفته و مدرن به صورتي فراگير ظهور كرده و به مرور در آن كشورها به صورت يك هنجار اجتماعي در خواهد آمد
نگاهي به گزارشات تجاوز به كودك درون خانواده در جوامع مدرن
زناي با محارم و تجاوز جنسي نسبت به كودكان، پديدههايي هستند كه تنها در اواخر قرن بيستم در غرب ظهور كرده است
سازمان بريس در سوئد طي گزارشي اعلام كرد حدود 6 مورد از 10 مورد تجاوز در خانه و معمولاً توسط پدر بيولوژيك دختر صورت ميگيرد. آنچه بچهها تعريف ميكنند حاكي از آن است كه در اغلب موارد مادر يا مادر خوانده ميداند كه بر سر بچه چه ميآيداما هيچ كاري انجام نميدهد و هيچ دخالتي نميكند. رسانههاي گروهي سوئد نيز بيشتر روي عوامل كتك زدن بچهها متمركز شده و سوء استفاده جنسي از بچهها كمابيش به فراموشي سپرده شده است. درحالي كه مكالمات تلفني مربوط به كتك خوردن بچهها تقريباً به همان تعدادي است كه مكالمات مربوط به تعديات جنسي و در اين ميان چهره شخص تجاوزكار تنها در چهار ديواري خانه به عنوان محل وقوع جرم به وضوح برملا ميشود..
در مورد ديگري در سوئد پدري دختر خود را طي مدتي طولاني مورد سوء استفاده جنسي قرار داده بود, بطوريكه دختر از پدر خود 2 بار حامله شده و حاصل آن دو فرزند است كه اكنون در حال نگهداري از آنها ميباشد.
در ايالات متحدهامريكا نيز، پژوهشهاي زيادي كه از اواسط دهه 1970 درباه تجاوز جنسي انجام گرفته، فراگير بودن تجاوز جنسي و زنا با محارم در مورد زنان و كودكان را نيز تأييد كرده است. اينامر بصورت بسيار شايع توسط پدران، برادران، پدران ناتني يا برادران ناتني صورت ميپذيرد. گفته ميشود پدراني كه مرتكب تجاوز به دختران خود ميشوند غالباً خودشان در دوره كودكي، سابقه بهرهكشي جنسي داشتهاند همچنين آنها سابقه محروميت عاطفي، اختلالهاي شخصيت، سوء مصرف الكل و بيكاري داشتهاند. عزت نفس پايين و خشم، غالباً آنها را به افراد متجاوز، حتي به اعضاي بيچاره در خانواه خود، تبديل كردهاست.
آماري كه به سيستم گردآوري دادههاي سرتاسري در آمريكا گزارش شده است، افزايشي به ميزان 600درصد در موارد گزارش شده تجاوز جنسي نسبت به كودكان بين سالهاي 1976 و 1982 را مشخص كرده است.
سوء استفاده جنسي از كودكان در كشور انگستان نيز، تا 90% رشد را نشان ميدهد.
«جامعه ملّي جلوگيري از تعدي به كودكان»، (National Society of the Prevention of Cruelty to Children) اظهار كرد: موارد گزارش شده در مورد سوء استفاده جنسي از كودكان، بر اساس برآوردي، 90 درصد رشد داشته است. سازمان خيريه مذكور، برآورد ميكند كه بيش از 2850 كودك در دفاتر ثبت قابل اعتماد محلي، در سال 1997م ثبت شده، مقايسه شود با 1500 كودك در سال 1984.
نسبت زير چهارده سالههايي كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفتهاند، در كشور انگستان در سال 1997، 14 درصد بود... است و بيست ونه درصد از پسران نورسي كه گزارش شده موردتجاوز قرار گرفتهاند، زير سن چهار سالگي بودهاند. عمده تجاوزات جنسي گزارش شده. در مورد دختران نورسي است كه 10 تا 14 سال سن دارند.
بيشتر افرادي كه تجاوز جنسي به كودكان ميكنند، عبارتند از «پدران»، «بستگان نزديك مذكر»، يا «ناپدريها». در هر حال، تجاوزات گزارش شده در مورد زير چهار سالهها، در بردارنده اين پيشنهادات است كه شايد همسايگان و ديگر مراقبين مقصر باشند (با وجود اين، نياز به تحليل عميق دارد). گزارشات بيشتري در مورد تجاوزات جنسي به كودكان در ميان كودكاني كه در خانوادههاي كه درآمد، و در شرايط بد زندگي ميكنند. وجود دارد، ولي اينامر شايد بدين خاطر باشد كه افراد طبقه متوسط و بالاي اجتماع تمايل ندارند كه توسط مددكاران اجتماعي و ماموران ناظر بهداشتي، مورد تجسس واقع شوند. آنتوني گيدنز نيز معتقد است كه اين عمل در جوامع غربي در تمام سطوح سلسله مراتب اجتماعي وجود دارد دكتر الن گيل مور (Dr Alan Gilmour)، رئيس (جامعه ملّي جلوگيري از ظلم به كودكان)، (N S P C C) در همين رابطه اظهار كرد: احتمال اينكه موارد سوء استفاده جنسي در يك آپارتمان (استيجاري) گزارش شود، بيشتر است تا موردي كه در يك خانه مجلل رخ دهد.
تحليلهاي بدوي در مورد اولين 200 نفري كه تلاش شد در اولين خانهامن بريتانيايي براي نوجوانان فراري (كه به وسيله كليسياي جامعه كودكان انگلستان Church of England Children's Society= اداره ميشد) پناه داده شدند، نشان ميدهد كه يك ششم كساني كه از خانه پدر و مادر خود فرار كرده بودند، در درون خانواده مورد تجاوز جنسي واقع شده بودند.
طفره رفتن دولتهاي غربي از ثبت اين وقايع
معمولاً دولتهاي غربي در انعكاس اخبار مربوط به تجاوز جنسي نسبت به كودكان در منزل بسيار محتاطانه برخورد ميكنند و در بسياري از موارد از ثبت آن وقايع خودداري ميشود.
دكتر «گيل مور» به دولت انگلستان به خاطر شكست دولت در حفظ ارقام ملّي ميزان شيوع سوء استفاده جنسي، و يا درخواست از مراكز ثبت آمار محلي براي جمع آوري ارقام استاندارد، انتقاد كرده و معتقد است كه در هر حال هيچ حركتي به سمت ترتيب دادن مراكز آماري كه گزارشات مشخص سواستفادههاي جنسي از كودكان را حفظ [و ثبت] كند، وجود ندارد.
سازمان بريس نيز عنوان كرده درحاليكه در رسانههاي گروهي سوئد روي عوامل كتك زدن بچهها بسيار تأكيد ميشود.اما مسئله تجاوز جنسي به كودك در خانه ناديده گرفته شده است. اين درحالي كه مكالمات تلفني مربوط به تعديات جنسي به بچهها تقريباً به اندازه مكالمات مربوط به كتك خوردن بچهها و شايد بيشتر ميباشد.
در يك مورد كه توسط كارمندان كليساي جامعه كودكان انگلستان Church of England Children's Society=)، تأييد شده است؛ كارمندان دريافتند كه به بسياري از شكاياتي كه سابقاً به معلمين يا مددكاران اجتماعي در خصوص تجاوز جنسي شده بود، به عنواناموري تفنني مورد توجه قرار نگرفته نشده بود.
حال سؤال اين است كه دولتهاي غربي كه خود را طلايهدار حقوق بشر خصوصاً زنان و كودكان ميدانند و مرتب آن را به رخ كشورهاي ديگر ميكشند و به صورت اهرمي براي فشار بر ساير كشورهايي كه با آنها هماهنگ نيستند، بكار ميبرند. حال چرا براحتي چشمهاي خود را بر روي مسئله به اين بزرگي ميبندند. علت چيست؟
در جواب به نظر ميرسد با توجه به فضاي حاكم بر غرب كه آزاديهاي فردي به عنوان شاه بيت آن محسوب ميشود، و رأي اكثريت قانون؛ هر آنچه كه اقبال عمومي به طرف آن باشد همانند همجنس بازي، صورت قانوني به خود ميگيرد؛ بنابراين، اگر تجاوز جنسي به كودكان در درون خانه آنگونه كه آمارها نشان ميدهند به رشد صعودي خود ادامه بدهد، بعيد نيست كه در آينده صورت قانوني به خود بگيرد. چنانچه هم اكنون بسياري از انديشمندان غربي تلاش دارند زمينه را براي اينامر فراهم سازند به عنوان مثال گيدنز در خصوص رشد سريع و بسيار شگفتآور آن در غرب مينويسد:
به نظر ميرسد بخشي از پاسخ اين باشد كه تابوها و محرمات عليه چنين عملي سبب ميشود مددكاران و پژوهشگران اجتماعي در گذشته از پرسيدن سوالاتي درباره آن از پدر و مادران يا كودكان احتراز كنند. جنبش زنان براي نخستين بار در جلب توجه عمومي به تجاوز جنسي از طريق گنجاندن آن به عنوان يكي از عناصر در برنامه مبارزات گستردهاش به تجاوز جنسي نقش مهمي بازي كرد، همينكه محققان شروع به بررسي ژرف تر در موارد مشكوك تجاوز جنسي نسبت به كودكان كردند، حقايق بسيار زيادتري روشن گرديد، كشف تجاوز جنسي نسبت به كودكان، كه در آمريكا آغاز گرديد، پديدهاي بين المللي بوده است.
همانطور كه ديده ميشود آقاي گيدنز تلاش دارد تا بگويد كه اين عمل رواج بين المللي داشته است و اينكه در غرب تازه كشف شده به خاطر اين بوده است كه تاكنون مورد سؤال محققين واقع نشده است.
مشكل آقاي گيدنز اين است كه ايشان فرض كرده كه اين عمل مثل بعضي از پديدههاي اجتماعي كشف شده است درحاليكه طبق اظهارات سازمان بريس(BRIS) تعداد تماسهاي تلفني توسط كودكان قرباني به مددكاران اجتماعي به اندازه يا حتّي بيش از تعداد مكالمات تلفني كودكاني است كه كتك ميخورند. به عبارت ديگر اين عمل كشف نشده است بلكه ظهور يافته است. و بسياري از كودكان قرباني به معلمان و مددكاران اجتماعي رسماً شكايت نمودهاند؛ علاوه بر اينكه كودك در اصطلاح غرب به جوان زير 18 سال گفته ميشود و دختران 14 تا 18 ساله به راحتي ميتوانند به مراجع قانوني مراجعه كنند.
جالب اينكه آقاي گيدنز ظاهراً به ايناشكال كار خود پي برده يا شايد انتقاداتي به او شده كه در چاپ چهارم كتابش - كه تاكنون به فارسي ترجمه نشده - اين پاراگراف را حذف نموده است.
در تعليل اينامر ميتوان گفت كه چون غرب مايل نيست كه ارزشهاي بنيادين خود را زير سؤال ببرد چاره كار را در اين ديده كه كمتر به اين مسئله بپردازد و با وجود آنكه به رواج اين پديده شوم اعتقاد دارد، ولي آن را كمتر مطرح ميكند.
وضعيت كشور ما
نتايج اعمال ما از حيطه اختيار ما خارج است وقتي فردي خودش را از بالاي ساختمان چندين طبقه رها ميكند، سقوط و مردن ديگر در اختيارش نيست. وقتي كشورهاي جهان ندانسته و شتابان به سوي مدرنيسم حركت كنند، بايد منتظر عواقب آن نيز باشند
در كشور ما حمايت از اعضاي مونث خانواده و ناموس پرستي به عنوان يك اصل مراعات ميشود؛امّا در سالهاي اخير اخباري در مطبوعات منعكس يافته كه انسان را نگران ميكند. هر چند درصد آن نسبت به كشورهاي پيشرفته و حتي نسبت به تجاوز جنسي در داخل كشور بسيار پايين است؛ ولي متاسفانه نمونههايي از آن در بعضي از استانهاي كشور گزارش شده كه تعداد آنها روبه افزايش است كه بايد اين پديده قبل از شيوع بيشتر علتشناسي و درمان شود؛ كه به عنوان مثال چند نمونه در اينجا ذكر ميشود:
در مشهد پدري بعد از تجاوز به دختر خود او را به قتل رسانيد.
يا مشاور استاندار خوزستان بااشاره به مواردي از تجاوز محارم به دختران در استان خوزستان اظهار كرد: در اين زمينه از ميان تنها 18 دختر بين 12 تا 14 سال كه بدليل تجاوز پدر و برادرشان به دفترامور بانوان استانداري مراجعه كردهاند، 12 مورد آنها دختران زير 14 سال بودهاند. به گفته وي، در حال حاضر دختر 19 سالهاي كه از 8 سالگي مورد سوء استفاده پدر خود قرار گرفته بود، به دليل اين كه از سوي برادر خود نيز بر اثر بيپروايي پدر مورد سوء استفاده قرار گرفته است، به استانداري مراجعه كرده و متاسفانه پيگيريها و مشاور دفتر حقوقي براي دفاع از حقوق وي به جهت كاستيهاي قانون حمايتي و كمبود مركزي براي نگهداري، به جايي نرسيد و اكنون وي در خانه محبوس شده است.
بنابراين، دراينجا لازم است تا براي شناخت اين پديده و راههاي مبارزه با آن عوامل آن را مورد دقت قرار گيرد.
علل تجاوز به كودكان و محارم نزديك
در خصوص اينكه چرا چنين عملي در غرب شيوع يافته سخنهاي فراواني گفته شده است. طبق تحقيقات انجام شده تنها تعداد اندكي از مرتكبين تجاوز جنسي نسبت به كودكان از نظر رواني بيمارند. به عبارت ديگر، نميتوانيم كشش بزرگسالان را براي آميزش جنسي با كودكان را بر حسب اختلال رواني تبيين كنيم.
به نظر بسيار از جامعهشناسان مسئله بيشتر به دسترسي پذيري و قدرت مربوط ميشود. كودكان در درون خانواده موجوداتي وابستهاند و در برابر درخواستها و فشارهاي والدين بسيار آسيب پذيرند.
بطور كلي، محققين عوامل گوناگوني را كه موثر در گزينش قرباني توسط مجرم ميباشند، تشخيص دادهاند كه با تركيب اين عوامل پنج طبقه كلي تشخيص داده شده است كه اين پنج عامل در درون خانوادهاي كه دين در آن جايگاهي ندارد، جمع ميباشد. آن پنج عامل عبارتند از:
1- همجواري يا نزديك بودن ـ در رابطه با نزديك بودن ميتوان گفت كه اين تماس هم از نظر جسمي و هم از نظر جغرافيايي مطرح است براي مثال در اكثر جرائم جنسي برقراري تماس فيزيكي و جسمي با قرباني ضروري است.
2- جاذب بودن قرباني ـ جاذب بودن قرباني براي مجرم با نوع جرم و و نوع مجرمين متفاوت خواهد بود. بعضي از آماجها براي بعضي از مجرمين جاذب و براي بعضي ديگر از مجرمين جاذب نيستند، در جرائم جنسي عليه زنان جذابيت جسمي و ديگر ويژگيهاي شخص قرباني احتمالاً از عوامل مهم تعيين قرباني خاص ميباشند.
3- قابليت وصول و دسترسي ـ قابليت وصول و دسترسي نيز عامل مهم ديگري در گزينش قرباني خاص است. چه بسيار آماجهايي كه جاذب هستنداماامكان دسترسي و وصول به آنها نيست.
4- قابليت كنترل مجرمين در هنگام ارتكاب جرمامكان مقاومت قرباني را پيش بيني ميكنند و سعي ميكنند آماجي را انتخاب كنند كه در صورت مقاومت او بتوانند او را كنترل كنند. از ديدگاه متجاوزين به عنف آنچه مهم است انزواي شخص قرباني است و اين انزوا وقوع جرم را تسهيل ميكند.
5- خطر مجرمين هنگام طرح ريزي براي ارتكاب جرم دو چيز را مد نظر دارند، شانس موفقيت يا شكست در رسيدن به هدف مجرمانه و نيز خطراتي كه وضعيت و اوضاع و احوال مجرمانه براي آنها دارد. آنها سعي ميكنند قربانياني را انتخاب كنند كه آسيب پذير و بيدفاع باشند.
در اينجا بهتر است دستهاي از علل كه ميتواند ولو به صورت جزئي در تجاوز به محارم نقش داشته باشد، ذكر ميشود:
رشد خانوادههاي ناتني
آمار هم تأييد ميكند كه تجاوز جنسي به كودكان بيشتر توسط پدران آنها ميباشد. كسي ميزان كامل اين مسائل را نميداند، زيرا كه اين مسايل به ندرت گزارش ميشود. با اين وجود، طبق گفته مددكاران اجتماعي، اينامر بيشتر از آنچه باور بر آن است شيوع دارد.
در اين ميان كودكاني كه داراي ناپدري يا نابرادري هستند بيشتر در معرض خطر تجاوز در خانه قرار دارند، چرا كه معمولاً بين پدر واقعي و كودك نوعي پيوند خوني و علاقه خاصي وجود دارد كه تا حدّي مانع از سوء استفاده جنسي ميگرددامّا ناپدري (خصوصاً اگر وقتي در سنين نوجواني كودك با مادرش ازدواج كرده باشد) نسبت به كودك احساس بيگانگي بيشتري ميكند و طبيعتاً ميزان تحريك پذيري پدر غير فيزيولوژيك نسبت به دختر همسرش بيشتر است. و اينامري است كه در غرب به رو به افزايش است.
زيرا با افزايش تعداد طلاق و ازدواج مجدد، تعداد خانوادههايي كه توسط نامادري (step- mother) يا ناپدري (step- father) سرپرستي ميشود نيز افزايش مييابد. در واقع، فرزندان خانواده شايد تركيبي از دو ازدواج پيشين باشد. در كشور انگلستان حدود يك چهاردهم فرزندان تا سال 1998 با پدر يا مادر ناتني خود زندگي ميكردند. كه اين آمار الان بيشتر شده است.
افزايش هستهاي شدن خانوادهها
در تمام قرن نوزدهم، خانواده گسترده، براي طبقه متوسط، متداول بود.امّا ابتداي اين قرن، تغيير به طرف خانواده هستهاي وجود داشت؛ اين تغيير هنگامي رخ داد كه نسل جوانتر توانست شغل خودش را پيدا كند. و تأكيد فرهنگياي روي روابط نزديك بين شوهر، زن، و فرزندان براي حذف خويشاوندان دورتر افزايش يافت. در نتيجه خانوادههاي هستهاي كوچك توسعه يافت.
در خانواده گستردهامكان سوء استفاده يكي از اعضاي مذكر فاميل از كودك به حداقل كاهش مييافت؛ زيرا هرچه تعداد افراد خانواده بيشتر باشد، احتمال حضور يكي يا چند نفر از آنها (خصوصاً پدر بزرگ يا مادر بزرگ كه معمولاً بازنشسته ميباشند) به جز شخص جاني، در خانه زياد است. به عبارت ديگر فضاي خلوت مورد نياز براي انجام جنايت فراهم نميشود يا به حداقل خود ميرسد؛امّاامروزه با توجه به هستهاي شدن خانوادهها و شاغل شدن مادران معمولاً فضاي منزل براي سوء استفاده بيشتر فراهم ميباشد.
عدم رعايت حريم عفاف در برابر كودكان در جوامع مدرن
يكي از معضلات جوامع مدرن عدم رعايت نكات اخلاقي خصوصاً روابط جنسي در نزد ساير اعضاي خانواده بويژه كودكان ميباشد.
در زمينه روابط زوجين، اسلام توصيههاي مهمي دارد كه به برخي از آنهااشاره ميشود:
امام صادق? فرمودند مرد نبايد وقتي كودكي يا نوجواني در اتاق باشد با زنش مقاربت نكند، چرا كه اينامر موجب تمايل آنها به زنا ميشود. در حديث ديگرامام صادق? از قول رسول الله? فرمودند: قسم به كسي كه جانم در دست اوست اگر مردي در حالي كه كودكي در اتاق بيدار است و آنها را ميبيند و صداي نفسهايشان را ميشنود هرگز آن كودك رستگار نخواهد شد و در آينده منحرف خواهد شد
چرا كه كودكاني كه شاهد صحنهها و روابط جنسي والدين هستند دوست دارند همان وقايع و جريان را به مرحله اجرا و عمل درآورند. شوخيهاي ركيك و بدآموز لمسها و درآغوشكشيدنها، بوسههاي توأم با نوازش و معنيدار احساسات آنها را برميانگيزاند و انديشه در باره آن وقايع تا مدتها ذهنشان را به خود مشغول ميدارد. كودكاني كه تيزهوشترند خيلي زودتر از آنچه پدران و مادران گمان ميكنند، دراين زمينه اطلاعات بدست ميآورند. البته گاهي ممكن است در ابتدا براي كودكان و حتي در مواردي نوجوانان معناي جنسي نداشته باشد، ولي آنان از اين صحنهها ذهناً عكسبرداري ميكنند و در مواردي اداي آن را درميآورند. در تقليد از اين رفتار، تدريجاً عمل غير جنسي آنها كه تنها صورت تقليدي دارد را به عمل جنسي و يا ميل وصول به هدفهاي جنسي تبديل خواهد كرد كه فرجام آن ممكن است بسيار خطرناك براي خود و جامعه باشد.
بررسيهاي تجربي نيز نشان دادهاند كه ديدن روابط غريزي و شاهد معاشقهها و مغازلهها بودن سبب تحريك و لااقل بيداري قبل از موقع كودكان است و زمينهاي ميشود كه اگر موارد مشابهي پديد آمد كودكان در آن وادي بلغزند.
يكي ديگر از مسائلي كه زمينهساز انحراف جنسي جوانان ميباشد آرايش و پوشش نامناسب مادر يا خواهر در نزد نوجوان يا جوان بالغ ميباشد. هرچند آرايش زن و شوهر خود را براي يكديگرامري لازم و مورد توصيه اسلام ميباشد، اما نكته قابل ذكر اين است در خانودهاي كه فرزندان نوجوان يا بالغ زندگي ميكنند اين آراستنها بايستي به حداقل كاهش پيدا كند و يا رنگ و چهره ديگري بخود بگيرد و دور از چشم آنها اعمال گردد. زيرا ديدار اينامور ميتواند براي جوان تحريككننده باشد. بررسيهاي علمي نشان ميدهند كه در اين تحريكها لغزشها وانحرافات فرزندان، گاهي مادران كم و بيش، دانسته يا ندانسته دخالت دارند.
در اين نوع خانوادهها احتمال روابط ناسالم و حتي تجاوز برادر نسبت به خواهر كوچكتر بيشتر است. بنابراين، خانوادهها بهتر است با رعايت حريم عفاف، سعي كنند فضاي سالمي را براي فرزندان خود ترتيب دهند.
وجود سابقه اقدام به تجاوز در اطرافيان
اگر در خانوادهاي حدود شرع رعايت نشود و اعضاي خانواده يا اعضاي فاميل داراي روابط بيبندوباري باشند اين صحنهها تاثير مستقيمي روي روح و روان كودك كه جوان آينده است ميگذارد خصوصاً اگر پدر يا يكي از اعضاي فاميل از روابط جنسي نامشروع خود براي ديگران تعريف كند و فرزند نيز شاهد و شنونده باشد. كه اينامر با توجه به الگو برداري كودك و نوجوان از بزرگتر فاميل يا خانواده ميتواند تاثير مستقيمي روي شخصيت او داشته باشد. كودك در يك محيط متنوع گاهي نگاههاي زيركانه و مخفي دارد، زماني خود را به خواب ميزند تا از واقعهاي سردرآورد، در مواردي به تماشاي خود و ديگران مشغول ميشود و حتي دوست دارد شاهد روابط ديگران باشد كه اينها همه يا مستقلاً حكايت از انحراف دارند و يا مقدمهاي براي انحرافات ميباشند. طبق بررسيهاي علمي در مواردي كه كودكان شاهد صحنههايي از روابط بيبند و بار والدين در حيات خانوادگي خويشند، اينامر سبب جستجوها و تحريكهايي ميشود كه صورت تقليدي آن ممكن است منجر به انحراف گردد. در اينجا پدر الگوي نامناسبي براي پسر يا پسرانش خواهد بود اگر در خانوادهاي پدر با دختر يا دخترانش رابطه نامشروع داشته باشد، پسر خود را درانجام اينكار تقويت ميكند چنانچه سخنان مشاور استاندار خوزستان نمونهاي از تقليد برادر از پدر در تجاوز به دختر خانواده ميباشد.
عدم كنترل والدين بر رفتار فرزندان در جوامع غربي
با توجه به اصل آزاديهاي بيحدّ و حصر فردي در غرب و با توجه به قوانيني كه در حمايت كودكان تصويب شده كه در آنها هرنوع حقّامر و نهي نسبت به فرزندان از والدين سلب ميشود؛ بطوري كه والدين حقّ ندارند در نحوه رفتار فرزندان ذكور واناث خود دخالتي بكنند، روشن است كه روابط اعضاي خانواده خصوصاً برادر و خواهر چه شكلي خواهد يافت.
مراقبت در حشر و نشر در خانه و مدرسه آمد و شدها در خانه و مدرسه خور و خواب، نظافت و پوشاك، امنيت رواني، بهداشت كودك در جنبه جسم و روان، كنترل ديدنيها و شنيدنيها وخواندنيها بايد در سرلوحه برنامه هر پدر و مادري باشد كه در كار تربيت فرزندان خواستار سعادت آنانند
زيرا زندگي در محيط بيبند و بار و بدون كنترل والدين از سنين حدود 9 سال به بعد روا نيست و اسلام هم چنين محيطي را براي زندگي فرزندان ما نميپسندد. در اينصورت پايههاي الودگي و ناامني براي سنين بعدي گذارده خواهد شد نوجوان فرداي ما آنچه را كه در دوران كودكي ديده، شنيده و يا لمس كرده است بخاطر ميآورد و آن حالات براي او معنيدار ميشود.
آزادي بيبند و بار در زمينه جنسي موجب خطري براي جسم و روان و عاطفه و سببي براي بدبختي و فساد اجتماعي و عاملي براي بخطر افتادن سلامت نسل و خانواده است.
سوء تربيت والدين و مربيان، آزاد گذاردن فرزندان در انجام خواستهايشان، بيتوجهي به نوع روابط ومعاشرت آنها زمينه را بهگونهاي فراهم ميآورد كه كودكان از همهامور و اسرار غريزي سر در ميآورند و بعدها آن را بهر گونهاي كه بخواهند اعمال ميكنند. و در برابر، ديدن يك رفتار جنسي تحريك شده استعدادشان در تحريكپذيري بيشتر شده و لاجرم در معرض خطراتي فوق العاده قرار ميگيرند.
چنين جواناني سعي نميكند جلوي تمايلات شيطاني خود را بگيرد او پيوسته در جستجوي لذت جديدي است و اين لذت براي وي در حقيقت انديشه مزاحمي ميشود، ميبينيم كه نوجوان گوشهگير ميشود و دائماً از چيزي رنج ميبرد، و رفتارش با مردم متغير و ناآرام است. بيتفاوتي و درهم برهمي و تمايل دائمي به نزديكي جنسي به آساني ميتوانند سبب لجام گسيختگي و فسق و فجور جنسي شوند. نوجوان، در حاليكه متمايل به نزديكي است فكر نميكند به چه وسيله و كجا و با كه به معاشرت جنسي اقدام كند
استفاده از آرايشهاي تند در منزل:
تحقيقات مربوط به علت شناسي جنايي تنها زماني موفقيت آميز و كامل خواهند بود. كه به تجزيه و تحليل و بررسي رفتار متقابل بزهكار و بزهديده و نقشي كه بزهديده در تكوين جرم دارد پرداخته شود.
گاه علت وقوع جرم و بزهديدگي خود قرباني است، به اين معني كه بزهديده با اعمال و رفتار خود موجبات بزه ديدگي خود را فراهم ميكند. به عبارت ديگر بين مجرم و قرباني او يك واقعيت جرمشناسي وجود دارد، به گونهاي كه گاه ميتوان گفت: بزهديده خود يكي از عناصر و عوامل اصلي در وقوع جرم است، در تعداد قابل توجهي از موارد بزهديده، با رضايت خود، همكاري و يا تحريك خود و... نقش اساسي در تكوين عمل مجرمانه ايفا ميكند. بدين معني كه گاه اين بزهديده است كه بزهكار بالقوه را براي ارتكاب جرم وسوسه و اغوا ميكند «براي مثال كشش جسماني و رواني كه به طور خودآگاه يا نا خودآگاه ميان زن و مرد وجود دارد، فقط در مجرم وجود ندارد بلكه از طرف زن هم نسبت به مرد وجود داشته كه در بسياري از موارد انگيزه او را در حمله جنسي تا اندازهاي فراهم ميآورد.
بنابراين، عدم رعايت نكات اخلاقي و حريم عفاف نزد محارم ميتواند كهامروزه در جوامع مدرن به نهايت شيوع يافته است، يكي از عوامل تجاوز جنسي در خانواده باشد. هرچند رعايت حجاب نزد محارم لازم نيستامّا بايد توجه داشت كه وقتي دختر جوان در نزد برادر بزرگتر خودش بدون ملاحظه با بدترين وضع ظاهر ميشود. آن هم در جامعهاي كه وسائل تحريك پذيري بسيار فراهم است احتمال شكسته شدن حريم بين اين دو نفر و حتّي گاهي تجاوز برادر به خواهر بسيار افزايش مييابد. چنانچه كميسيون ملي آمريكا در تحقيقي درباره علل خشونت و پيشگيري از تجاوز، نشان داد كه در 4/4% موارد، قرباني در بروز تجاوز نقش داشته و مؤثر بوده است
نمايش فيلمهاي خشن جنسي در محيط خانواده:
نميتوان ترديد كرد كه ديدن فيلمهاي خشونت آميز جنسي نگرشها و بينشهاي بينندگان را عميقاً تحت تأثير قرار ميدهند.امروزه باندهايي در كشورهاي غربياشتغال به توليد و پخش فيلمهاي تجاوز به دختران و كودكان به صورت مستند و واقعي دارند. كه البته اين نوع فيلمها تأثير زيادي در تغيير اخلاق و روحيات تماشاچيان دارد. به عنوان نمونه طي يك عمليات پليسي در نيويورك, دانمارك, هلند, بلژيك و برخي ديگر از كشورهاي اروپائي 20 نفر از اعضاء يك باند «پدوفيل» (بچه باز) دستگير شدند كه از منزل اين افراد عكسها و فيلمهاي زيادي از صحنههاي تجاوز جنسي به كودكان 2 تا 14 ساله كشف شد. اين افراد با رد و بدل كردن اين تصاوير بين يكديگر بازار داغي از عكسها و فيلمهاي سكسي كه در آن سوژهها همان كودكان معصوم بودهاند بوجود آوردهاند. تعداد كودكان سوء استفاده شده تا كنون به 45 نفر رسيده.
از پيامدهاي تماشاي اين فيلمها ترويج هوسراني به صورتها وحشتناك و آزارگرانه در جامعه و حتّي داخل محيط خانواده و رواج خردهفرهنگهاي منحرفي كه بر آزادي بيحدو حصر جنسي تأكيد دارد، ميباشد.
پيامدهاي تجاوز به محارم:
تجاوز توسط محارم علاوه بر عواقب معمول تجاوز جنسي، عواقب جسمي و روحي شديدي بر قربانيان دارد كه علاوه بر تمامي پيامدهاي سوء تجاوز، بهرهكشي جنسي از كودكان كم سال ميتواند به تأثير سوء و آسيب دايم در اندامهاي تناسلي، مقعد، دهان، گلو و حتي در موارد شديد به مرگ منجر شود دختران و زنان جواني كه توسط محارم مورد تجاوز واقع ميشوند به شدت در خطر ابتلا به بيماريهاي مقاربتي به ويژه باكتري مهبلي تريكوموناس، كلاميديا و ايدز قرار دارند.
به لحاظ رواني نيز كودكاني كه توسط محارم مورد تجاوز جنسي قرار ميگيرند بسيار بيشتر از ديگران به فحشا كشيده ميشوند.
بر اساس تحقيق معصومه شهرياري بر روي زنان روسپي تهران 5/22 درصد از زنان مورد مطالعه در بسياري از اوقات به وسيله محارم و در سنين 5 سالگي مورد تجاوز و آزار جنسي قرار گرفتهاند.
نكته حائز اهميت ديگر اين است بچههايي كه از جانب نزديكان بزرگسال خود كه به آنها وابستگي دارند، مورد تجاوز و تعدي قرار ميگيرند معمولاًًً چون به محارم خودشان علاقهمندند، خودشان را به عنوان گناهكار و مقصر ملامت ميكنند. بنابراين يا خودكشي و يا خودزني با تيغ و يااشياء برنده ديگر در ميان اين دسته از دختران افزايش يافته است.
ديگر از پيامدهاي خشونت جنسي در خانواده فرار دختران از خانه ميباشد در يك تحقيق در خصوص كساني كه در خانهامن بريتانيايي براي نوجوانان فراري (كه به وسيله كليساي جامعه كودكان انگلستان Church of England Children's Society= اداره ميشد) پناه داده شده بودند، نشان داد كه يك ششم كساني كه از خانه پدر و مادر خود فرار كرده بودند، مورد تجاوز جنسي واقع شده بودند.
نتيجهگيري
هرچند خشونت جنسي پديدهاي جديد نيست و يكي از معضلاتي است كه بشر همواره به آن مبتلا بوده استامّا بايد توجه داشت كه تجاوز جنسي پدر به دختر يا برادر به خواهر از اختراعات مدرنيسم بوده و حتّي در تاريخ اقوامي مثل قوم لوط هم چنين گزارشهايي به ما نرسيده است؛ زيرا همواره بزرگسالان در خانواده، حافظ و حامي كودكان خود بودهاند. بنابراين، رواج شديد اين عمل از طرف بشري كه خود را شكل تكامل يافته انسانهاي گذشته ميداند و آنها را به تمسخر ميگيرد، قابل دقت است.
امروزه در پيشرفتهترين كشورهاي جهان، كودكان بيشماري از تبعات و عوارض ناشي از خشونت جنسي، به خصوص در زندگي خانوادگي بسيار رنج ميبرند و آزارهاي جسمي و جنسي و رواني نه تنها تندرستي، سلامت عقل، تعادل عاطفي و رواني آنها را به خطر مياندازد، بلكه جامعه را نيز متضرر ميسازد.
مسئله بحدي در غرب حاد شده كهامروزه بسياري از متفكرين غرب در مواجهه با اين مسئله سعي كردهاند كه صورت مسئله را پاك نمايند و خانواده را به عنوان نهادي كه كاركردهايش را از داده منبع بدبختي بشرامروزي بدانند و جايگزينهايي براي خانواده معرفي نمايند
اولين و روشنترين تلاش در معرفي جايگزين براي خانواده تلاشي بود كه در در اتحاد سوسياليستي جماهير شوري سابق(USSR) و در فعاليتهاي رژيم انقلابي «كامر روي» (Khmer Rouge) كه در دهه 1970 در كامبوج انجام شد. در اين موارد تلاش شد خانواده نابود شده و كودكان ترغيب شدند كه بيشتر دولت را به عنوان خانوده خود لحاظ كنند، تا خويشاوندان خود را.
نتيجهاي كه به دنبال داشت عبارت بود از هرج و مرج، همراه با افزايشي در ميزان جرم، در تعداد كودكان رها شده، و در ميزان مشكلات ومسايل اجتماعي. بطوري كه، دولت به سادگي نميتوانست از عهده مردم به عنوان «افراد» برآيد، بلكه او نياز به واحد سازماني خانواده داشت. به زودي، خانواده دوباره در در اتحاد سوسياليستي جماهير شوري سابق، مطرح شد، و حتي به عنوان شيوه ايده آل زندگي ترويج شد. رژيم كامرو نيز سقوط كرد و جامعهاي كه تأكيد بر زندگي خانوادگي ميكرد، جايگزين آن شد.
جالب آنكه كساني كه با استفاده از منابع غربي از ختنه دختران به عنوان مصداق خشونت بر عليه كودك با آب و تاب نام ميبرند امّا وقتي به تجاوز خانگي به كودكان و دختران جوان ميرسند به سرعت از آن عبور ميكنند. و اين نيست مگر نوعي دلدادگي به فرهنگي كه هنوز جامعه نخبگان كشور ما، شناخت درستي از آن ندارد.
نويسنده در اين مقاله درصدد ارائه راهكار براي تجاوز جنسي نيست بلكه آنچه نويسنده را وادار كرده كه در اين حيطه قلم بزند، مشاهده علاقه بيحدّ و حصر بعضي از نخبگان علمي در سوق دادن بيقيد و شرط كشور به طرف مدرنيسم است. درست است كه ما نميتوانيم و نبايد از دستاورهاي علمي موجود چشم بپوشيم.امّا اين دليل نميشود كه طابق النعل بالنعل راهي كه غرب رفته را بپيماييم. ما بايد مانند مادري كه خود شير گاو مينوشد، ولي به فرزند خود شير انسان ميدهد، باشيم. يعني بزرگان علمي و دانشگاهي ما، علم غربي را بعد از بومي كردن، وارد مجامع دانشگاهي بنمايند. ما در ارضاي نيازهاي علمي و فني و دانشگاهي خود ما دو راه داريم يا مثل كسي كه به نوزاد خود شير گاو ميدهد ما عيناً چيزي كه در غرب وجود دارد را به جامعه علمي خود تزريق كنيم كه در آنصورت بايد منتظر عواقبي كه غرب الان گرفتار آن شده، باشيم. يا نه در تمامي دستاورهاي آنها تجديد نظر كرده و بدانيم كه مشاهده مسبوق به نظريه است و نظريهاي كه در پس تمامي گزارههاي علمي غرب، در تمامي عرصههاي آن، وجود دارد، ليبراليسم ميباشد. بنابراين، تمامي گزارههايي كه از غرب به ما ميرسد، با پيشفرضها و اصول موضوعه ليبراليسم تنظيم شده و بايد تجديد نظر شود. بنابراين، در اخذ تمدن غربي بايد بسيار هوشيارانه و محتاطانه عمل كنيم. نكند خداي نكرده روزي برسد كه كار از كار گذشته باشد و آنوقت افسوس خوردن دردي را دوا نكند.
.......................................................................................................................
منبع:نشريه حورا، شماره17
مطالب مرتبط :
آسیب های اجتماعی
( 326 مطلب )
|
تبلیغ انجمن های خیریه ؛ رایگان است
|
|
آمار بازدید کننده
New Page 1
|