|
پژوهش و ترجمه از سرکار خانم
صفیه بهبودی وکیل پایه یک دادگستری
با سپاس از ایشان
هرگونه برداشت بدون درج نام سایت سرزمین جاوید شایسته نیست
" درون مغز نوجوانان " کاری است که توسط دکتر Jay Giedd در موسسه ی ملی سلامت ذهن در Bethesda با همکاری همکاران ایشان در دانشگاه Mc Gill در مونترال انجام شده است. در یک مطالعه ی جالب توجه ویژه دکتر Giedd مغز 145 کودک طبیعی را با اسکن نمودن ( مغز ) آنها در یک فاصله ی زمانی دو ساله بررسی کرد. کاری که دکتر Gieddانجام داد تنها می توانست با تصاویر مغناطیسی تشدید شده انجام شود زیرا نه به رنگ های مضر ونه به پرتو نیاز داشت ومطالعه بر روی کودکان طبیعی را در مقابل کودکان بیمار از نظر اخلاقی قابل دفاع می نمود.
سن مسئولیت
کیفری چرا 18 سال؟
سخن از یک نسل است، یک گروه
سنی خاص به نام نوجوانان .
نوجوانانی که در سنین خاص
دچار تغییرات روحی و روانی و جسمی متعددی می شوند که این تغییرات مشوق محققان
بسیاری در جای جای این عالم است تا هر چه بیشتر این دنیای شگرف را کشف کنند."
درون مغز نوجوانان " یک مقاله ی تحقیقی معتبر در این زمینه است که شاید با مروری اجمالی بر روی آن از نظر علمی
بتوانیم همراه با حقوقدانان و علمای مذهبی بر روی قانون گذاران مجلس که در حال
تدوین و بررسی لایحه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان و تعیین سن مسئولیت کیفری می باشند تاثیر گذار
شویم تا شاید کمتر شاهد بروز جرم شویم.
" درون مغز نوجوانان
" کاری است که توسط دکتر Jay Giedd در موسسه ی ملی سلامت ذهن در Bethesda با همکاری همکاران ایشان در دانشگاه Mc Gill
در مونترال انجام شده است. در یک مطالعه ی جالب توجه ویژه دکتر Giedd مغز 145 کودک طبیعی را با اسکن نمودن ( مغز ) آنها در یک فاصله ی
زمانی دو ساله بررسی کرد. کاری که دکتر Gieddانجام داد تنها می توانست با تصاویر مغناطیسی تشدید شده انجام شود زیرا نه
به رنگ های مضر ونه به پرتو نیاز داشت ومطالعه بر روی کودکان طبیعی را در مقابل
کودکان بیمار از نظر اخلاقی قابل دفاع می نمود.
آن چه محققان یافته اند به
آنها کمک می کند تا چگونگی رشد مغز و زمان رشد آن را توضیح دهند. در زمانی این
تفکر وجود داشته است که اساس ساختاری ( معماری ) مغز تا زمانی که کودک به سن پنج
یا شش سالگی می رسد ، متوقف می شود. حقیقتا
95 درصد ساختمان مغز تا این زمان شکل گرفته است. اما این محققان تغییراتی را در
ساختمان مغز کشف نموده اند که نسبتا تکامل دیرهنگام کودکان را نشان می دهد.
تغییرات درقشر ناحیه ی پشت پیشانی مغز
Giedd و همکارانش دریافتند که در ناحیه ای از مغز که پشت
پیشانی مغز) Prefrontal Cortex ) نامیده می شود ،به نظر می رسد که مغز تنها کمی
قبل از بلوغ مجددا شروع به رشد می نماید. ناحیه ی پشت پیشانی مغز درست در پشت
پیشانی قرار گرفته است . این قسمت از مغز به صورت ویژه برای این دانشمندان جالب
بود ، زیرا این قسمت مانند متصدی اصلی اجرایی (Chief Executive Officer ) مغز
با کنترل کردن برنامه ریزی ها ، کارکرد حافظه ، سازمان دهی، تعدیل کردن خلق فعالیت
می نماید. همچنان که قشر ناحیه ی پشت پیشانی مغز بالغ می شود
، نوجوانان می توانند بهتر استدلال کنند ، تکامل بیشتری در کنترل حرکاتشان داشته
باشند و بهتر قضاوت نمایند. در حقیقت ، این قسمت از مغز " ناحیه ی تفکر دوباره
ی هوشیار" نامیده می شود.
این حقیقت که این ناحیه هنوز
رشد می کند، محققان را شگفت زده کرده است. اگر چه آنها می دانستند که مغز نوزاد به
وسیله ی تولید زیاد سیناپس ها ( شکافت های میان پایانه های عصبی ) یا ارتباطات
آنها رشد می کند ، محققان از این که دوره ی ثانویه ای برای تولید وجود دارد ، بی اطلاع بودند. در
نوزاد ، مغز سلول های مغزی (نورون ها ) و ارتباطات میان سلول های مغز ( سیناپس ها
) را به میزان زیادی تولید می کند وسپس تا حوالی سه سالگی به از بین بردن بخش های
غیر ضروری می پردازد. این فرایند بسیار به
هرس کردن درختان شبیه است. با بریدن شاخه های ضعیف ، سایرین آرایش می یابند . دومین
موج تکامل سیناپس که توسط Giedd توصیف شده است ، نشان می دهد که رشدی ناگهانی در قشر
ناحیه ی پشت پیشانی درست قبل از بلوغ رخ
می دهد ( سن 11 سالگی در دختران ، 12 سالگی در پسران ) و سپس در دوره ی جوانی از بین بردن بخش های غیر ضروری رخ می دهد.
اگرچه ممکن است به نظر برسد
داشتن تعداد زیادی سیناپس به ویژه چیز خوبی است ، مغز دقیقا به وسیله ی دور
انداختن سیناپس ها ( هرس نمودن آنها ) و پوشانیدن ماده ی سفید ( میلین) در اطراف
سایر ارتباطات جهت تثبیت کردن و تقویت
کردن آن ها ، میان آموزه ها ارتباط برقرار
می سازد. دوره ی هرس کردن که در آن مغز واقعا ماده ی خاکستری را از دست می دهد
برای تکامل مغز به اندازه ی دوره ی رشد اهمیت دارد. به عنوان مثال با وجود این که
مغز یک نوجوان بین 13 تا 18 سال بالغ می شود ، آن ها یک درصد از ماده ی خاکستری
خود را هر سال از دست می دهند.
Giedd این طور فرض کرد که رشد ماده ی خاکستری مغزخصوصا به
دنبال هرس نمودن ارتباطات از مهمترین مراحل تکامل مغز است تا آن جایی که آنچه
نوجوانان انجام می دهند یا نمی دهند می تواند بر روی باقی مانده ی حیات آن ها
تاثیر بگذارد. او این را " اصل استفاده از آن یا از دست دادن آن " نامید
وگفت :
" اگر نوجوانان به
موسیقی یا ورزش یا مسایل آکادمیک ( ادبی ) بپردازند ، سلول های آن ها و
ارتباطاتشان به صورت دایمی در سیستم ساخته خواهند شد .اگر آنها روی تخت بخوابند یا
با بازی های ویدئویی بازی کنند یا MTVتماشا کنند ، سلول های آن ها و ارتباطاتشان بیشتر زنده خواهند ماند."
جسم پینه ای و مخچه
در مطالعه ای دیگر بر روی الگوهای
رشد تکاملی مغز ، پاول تامپسون از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس ، به موازات Giedd و همکارانش از دانشگاه Mc Gill امواجی از رشد در تنه ی جسم پینه ای یافتند که
به صورت یک سیستم فیبری اطلاعات را میان نیمکره های مغز رد و بدل می نماید. خصوصا
توجه دانش آموزان و والدین به یافته های آنان جلب شد ، چرا که سیستم های فیبری بر
یادگیری زبان تاثیر دارد و پیوستگی تفکر بسیار سریع تر از نواحی اطراف قبل و در
طول مدت بلوغ رشد می نماید ( مشابه دوره ی رشد قشر پیشانی ) اما در مدت کوتاهی پس
از آن رو به کاهش می گذارد.
این یافته ها مطالعاتی را بر
روی تحصیل زبان تقویت می نماید که نشان می
دهند که توانایی یادگیری زبان جدید پس از 12 سالگی کاهش می یابد.
این مطالعات بر روی جسم پینه
ای بخشی از یک مطالعه ی تحقیقاتی متمرکز چند بعدی بزرگ بر روی دوقلو ها است.
همچنین محققان امیدوارند که مطالعه ی دوقلو ها پرسش های دیرینه درباره ی نقش طبیعت
یا پرورش را روشن سازد ، که در آن منظور امور ذاتی یا اکتسابی با واسطه ی ژنتیک
وبا تاثیر پذیری از محیط می باشد. به عنوان
مثال مطالعات نشان می دهند که جسم پینه ای دوقلوها بسیار مشابه اند ومی توان با
مشاهده ی MRI مغز 10 دوقلو آن را در معرض نمایش قرار داد و حتی
یک مبتدی می تواند جفت ها را علامت گذاری نماید . بنابراین محققان فرض نمودند که
این قسمت از مغز به صورت گسترده ای توسط ژن ها کنترل می گردد. اما در برگ دیگری از
کالبدشناسی اعصاب ،مخچه که در پشت سر و بالای گردن واقع شده است در دوقلوها خیلی
مشابه نمی باشد و
Giedd را به سوی این فرضیه هدایت کرد که مخچه به صورت
ژنتیکی کنترل نمی شود و بنابراین نسبت به محیط حساس است.
جالب آنکه مخچه قسمتی از مغز
است که بسیار عالی در نوجوانان تغییر می کند. محققان فکر می کنند که مخچه در
هماهنگی های فیزیکی کمک کننده است . اما درنگاهی بر روی مطالعات تصاویرعملکردی مغز
، محققان فعالیتی را در مخچه هنگامی که مغز فعالیت های ذهنی انجام می دهد مشاهده
نمودند. Giedd
فکر می کند کار مخچه مانند این است: "این
(مخچه) مانند یک کامپیوتر (ماشین) ریاضی است.این قسمت برای هر فعالیتی ضروری نیست
.........اما هر فعالیتی را بهتر می نماید. هر آن چه که ما می توانیم به آن فکر
کنیم مانند تفکر وسیع ، ریاضیات ، موسیقی ، فلسفه ، قدرت تصمیم گیری ، مهارت
اجتماعی در مخچه طراحی می شود......... زندگی اجتماعی پیچیده ی نوجوان را با وارد
کردن این مسایل به ان به جای دیدگاه یک طرفه به عملکرد مخچه می توان هدایت کرد.
در واقع با مرور اجمالی و بسیار کوتاه بر روی
مقاله ی Giedd و همکارانش ، روزنه ی جدیدی
درباره ی درک تکامل مغز پیش و بعد از سن
بلوغ و در دوران نوجوانی در پیش روی ما قرار می گیرد. و آن چه را که محققین
اعصاب در بیشتر از 25 سال گذشته مطرح می نمودند را تصدیق می نماید ، که قسمت های
مختلف مغزدر زمان های متفاوتی بالغ می شوند . این تحقیق خصوصا کار محققان اعصابی
مانند Peter Huttenlocher را که نشان
دهنده ی این است که قشر ناحیه ی پیشانی انسان ها نسبتا دیر هنگام در زندگی کودکان
بالغ می شود را تقویت می نماید. باید در این جا به این مسئله نیز پرداخته شود که
دانستن ( آگاهی ) بیشتر درباره ی ساختار مغز ضرورتا نمی تواند بیان کننده ی مطالب
بیشتری درباره ی عملکرد مغز باشد. این فرضیه ی خوبی خواهد بود که آیا اگر ساختار
خاصی از مغز نابالغ باشد ، عملکردی که در اداره ی امور نشان خواهد داد نیز نابالغ
خواهد بود. با این وجود توافق نسبی متداولی وجود دارد که نوجوانان حداقل در برخی
مسائل در معرض خطر بیشتری هستند ، به دلیل این که آن ها قشر پیشانی نابالغی دارند
، چرا که این ناحیه ای از مغز است که نگاه دوباره ای به برخی مسائل دارد و دلیل
برخی از رفتارهای خاص است.اما حرکت از ساختار مغز به سوی عملکرد تعیین کننده ی این
است که چه رفتاری به وسیله ی چه قسمتی از مغز – که می تواند بسیار هم پیچیده باشد –
ایجاد می شود.
در این جا باید گفت ، آری !
نوجوانانی وجود دارند که کنار آمدن با آنها والدین آنها را به راستی دچار مشکل می
کند ،اما در همین گوشه و کنار ما هم بزرگسالانی وجود دارند که به همان دلایل کنار
آمدن با آن ها نیز طاقت فرسا است. اما از قرار معلوم ناحیه ی قشر پیشانی مغز آن ها
بلوغ یافته است . ساختار مغز نابالغ هنوز هم دلیل بسیاری از رفتارهای با فرهنگ ما
است . بنابراین شاید بد نباشد که در این جا در کنار تمامی این مسائل علمی که قطعا
ذهن بسیاری از اهل علم را به خود مشغول نموده است بتوان به جامعه هم این تذکر را
داد که این که تنها به این مسئله اکتفا کنیم که ارتباطات ساده ی میان تعدادی
سیناپس و یا اندازه ی ماده ی سفید مغز مسبب برخی از رفتارهایی هستند که انسان ها
انجام می دهند تصوری یک جانبه است و باید در نظر داشت که همگام با علم می بایست
مسایل فرهنگی جامعه نیز چه از لحاظ تربیتی و جه پرورشی مدنظر قرار گیرد.
علی رغم اختلافات درباره ی
این که ما به چه اندازه می توانیم درباره ی عملکرد مغز بدانیم ، و چه قدر هریک ازاین
پژوهش ها می تواند فورا به صورت سند در آید، در تحقیقات انجام شده روشن است که مغز
تاثیر پذیری بسیار خوبی یا تغییر پذیری بیشتری نسبت به آن چه ما می اندیشیم دارد ،
اما تغییرات ساختاری مهمی در نوجوانی و پیش از آن صورت می گیرد. به استثنای دوران های حساس درک شده برای انواع
مشخص بینایی، شنوایی ، یادگیری اولین زبان ، مغز قادر به رشدی مناسب بیشتر از سال
های اول زندگی است . مهمترین بخش از رشد تنها اندکی پیش از بلوغ رخ می دهد و بهتر
از آن در دوران نوجوانی . بنابراین در انتها تنها می توان این نکته را یادآور شد
که تحقیقات بر روی مغز ابعاد جدیدی را به دانسته های ما از دوران بسیار حساس
نوجوانی می افزایدو شاید بتوان این دوران را تنها در یک سطرخلاصه نمود زمان اوج
شانس و خطر ( هر دو ) .
اوج شانس و خطر ! آری ! سال
های نوجوانی ، سال های تعیین هویت و مشخص کردن راه و رسم زندگی است . جامعه ای که
امکانات همانند سازی مثبت را برای نوجوانان خود فراهم نمی کند ، لاجرم باید همانند
سازی های منفی و مضر و گاهی رفتارهای ضد اجتماعی ایشان را تحمل نماید . باتوجه به
دشواری تعیین حد مرز میان رفتارهای بهنجار و نا بهنجار یا جداسازی رفتارهای افراطی
و تفریطی از رفتارهای طبیعی و نیز با عنایت به این که تمامی کودکان و نوجوانان
،هراز گاهی رفتارهای نا بهنجاری چون رفتارهای تهاجمی ، افسرده گونه ، ضد اجتماعی و
یا حتی رویا گونه و خیال پردازانه دارند باید گفت نوجوانی عبور از مرز شانس
و خطر است و در اين ميان عوامل بيولوژيکی بدن نيز در مقاطع سنی خاص نوجوانان را
تحت تاثیر قرار می دهد . چنان چه بقراط حکيم معتقد است که ترشحات بدن در دوران رشد
انسان در مقاطعی غالب است ، چنان چه از 15 سالگی تا 35 سالگی غلبه صفرا به شدت خود
می رسد ودر اين دوران تلاش ، جستجوگری ، بی قراری ، تند خويی از ويژگی های مقاطع
رشد نوجوانان است . به عبارت ديگر انسان موجودی است پيچيده و بغرنج که هیچ گاه مانند
يک موجود ساده در برابر محرک ها عمل نمی کند ، بلکه او درباره ی موقعیتی که در آن
قرار می گيرد , می انديشد و سپس بر حسب درک و فهمش از موقعيت و محيط واکنش نشان می
دهد. با توجه به مقاله ی اخیر ومطالعات انجام شده درمورد مغز نوجوانان ، محققان به
این نتیجه رسیده اند که مغز انسان در مقاطع مختلف سنی در حال شناخت و برقراری
ارتباط درست با محیط است و لذا می توان گفت که گاهی علت اختلالات و يا ناسازگاری
های رفتاری فرد ، بعضا ناکامی وی در برقراری ارتباطی مناسب و درخور سن و سال ميان محرک ها و پاسخ ها است .
نوجوان وقتی در مقابل محرک
قرار می گيرد ، مانند افراد بزرگسال به موقع نمی تواندتمامی زوایای مسئله ی پیش
روی خودرا کاملا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند
و گاهی بدون بيش بينی آن چه رخ می دهد ،دست به عمل می زند که می تواند
فاجعه بیافریند.
چنان چه می بينيم ، قانون گذاران ما نيز ، در
بررسی لايحه ی رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان با ترک تدابیر سنتی و روی آوردن
به روش های نوین در ابعاد ماهوی و شکلی در صدد پر کردن خلاء قانونی موجود و روز
آمد کردن سیستم جزایی ناظر بر مدیریت رفتار کودکان و نوجوانان بزهکار بوده اند و
دولت ایران با توجه به امضاء و تصویب کنوانسیون حقوق کودک در سال 1989 خود را ملزم
به اتخاذ تدابیر تقنینی ، قضایی و اجرایی در زمینه ی حقوق اطفال و حمایت های خاص
از کودکان می نماید و در این راستا در تلاش است تا با بهره گیری از متخصصان روان
شناسی ، علوم تربیتی ، دانشگاهیان و فرهنگیان ،قضات دادگاه را در رسیدن به رای
منصفانه کمک نماید . برخی حقوق دانان و عالمان مذهبی تاکید دارند که با توجه به
مسائل موجود و نظریه های علمی ارائه شده در مورد نوجوانان می بایست سن مسئولیت
کیفری افزایش یابد ، چرا که هدف از اجرای قانون جلوگیری از تکرار جرم توسط
نوجوانان و کمک به آن ها در جهت اصلاح و تربیت و بازگشت به جامعه می باشد.
با توجه به این که مجازات های
مربوط به حد ودو قصاص و آن چه در شرع مقدس تعیین شده است را نمی توان تغییر داد ، ولی می توان بنا بر احکام ثانویه با مصلحت
اندیشی و کندو کاو در مسائل علمی ، دینی و روانکاوی نوجوانان ، سن مسئولیت کیفری
را از سن تکلیف شرعی مجزا نموده و به 18 سال افزایش داد . بنابراین بر تمامی
حقوقدانان ، عالمان دینی و پژوهشگران عرصه ی علم است که با آگاهی و برقراری ارتباط
میان دانسته ها و قوانین قضایی گامی در جهت هر چه بهتر محقق شدن عدالت اجتماعی با
تبعیت از میثاق های بین المللی بردارند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزند.
صفیه بهبودی
وکیل
پایه یک دادگستری
با سپاس از خانم شقایق دادگستر
وخانم الهام رئیسی برای همکاری درترجمه این پژوهش
منبع :
www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/shows/iccnbrain
هرگونه برداشت بدون درج نام سایت سرزمین جاوید شایسته نیست
|