متون پربیننده و

حرف های امیر پریزاد در بخش کرگدن نامه سایت

فقط برای اعضاء قابل مشاهده است

ممانعت از تجمع معترضان به تخريب جنگل گلستان PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
رتبه بندي توسط كاربر: / 3
ناچيزبهترين 

مژگان جمشيدي_ سرانجام صبح روز پنج‌شنبه، معترضان زيست‌محيطي را از تهران و بسياري از شهرهاي شمالي به گرگان و مقابل استانداري گلستان رساند تا اعتراض خود رابه استاندار گلستان که چند روز قبل گفته بود «ما دلمان بيشتر از تهراني‌ها براي گلستان مي‌سوزد»، برسانند. هر چند کانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط‌زيست ايران از 24 روز قبل با ارسال نامه‌هاي متعدد به فرمانداري گرگان و استاندار، درخواست صدور مجوز براي يک تجمع اعتراضي با حضور 400 نفر از هواداران محيط‌زيست در مقابل ساختمان استانداري را ارايه کرده بود، اما مسئولان استانداري از صدور اين مجوز به دليل حساسيت‌هاي سياسي موجود در کشور خودداري کردند، تا اينکه به گفته دبير کل کانون عالي گسترش فضاي سبز نهايتا قرار شد به جاي برگزاري تجمع اعتراضي تنها نمايندگان تشکل‌هاي زيست‌محيطي به همراه برخي اساتيد و کارشناسان متخصص به ملاقات استاندار بروند تا دغدغه‌هايشان را با وي در ميان بگذارند.

چرا که او جواد قناعت، استاندار گلستان با حکم رييس جمهور نماينده تام‌الاختيار وي در تعيين تکليف جاده پارک ملي گلستان شده و از زماني که او به اين سمت منصوب شده، وزارت راه اقدام به تخريب شبانه جنگل پارک ملي گلستان کرده است. اما در نهايت شگفتي و در حالي که گروه‌هاي زيست‌محيطي مي‌گويند استانداري را از نشست حضوري با استاندار در روزپنج‌شنبه مطلع کرده بودند، نه تنها استاندار در جمع طرفداران محيط‌زيست حاضر نشد بلکه مسئولان استانداري نيز از حضور اين افراد و توقف آنها حتي در داخل حياط و جلوي در استانداري هم ممانعت کردند.

اين اقدام در حالي صورت گرفت که مسئولان استاني ادعا مي‌کردند از جلسه ملاقات حضوري و عزيمت نمايندگان گروه‌هاي زيست‌محيطي به گرگان بي اطلاع بودند، اما از سوي ديگر ماموران انتظامي و امنيتي استان از صبح روز پنج‌شنبه با استقرار در محوطه خيابان استانداري منتظر ورود طرفداران محيط‌زيست بودند و به محض ورود اين افراد که حدود 50 نفر بودند و عمدتا از شهرهاي تهران، گرگان، گنبد، شاهرود، سمنان و تنکابن آمده بودند، تعداد بيشتري از اين ماموران در منطقه مستقر شده و خيابان استانداري گلستان را مسدود کردند.

هر چند هيچ برخورد و گفت‌وگويي بين طرفداران محيط‌زيست و نيروي انتظامي صورت نگرفت اما مسئولان استانداري با برخوردهاي تند و امنيتي و بعضا سياسي و متهم کردن گروه‌هاي زيست‌محيطي به کار غير قانوني و سياسي، خواستار ترک هر چه سريع‌تر منطقه توسط اين افراد شدند.

با اين حال با اصرار نمايندگان منتخب گروه‌هاي زيست‌محيطي و تاکيد بر اينکه خواسته آنها مطابق با اصل 50 قانون اساسي که حفظ محيط‌زيست را وظيفه عمومي تلقي کرده، تنها در راستاي احقاق حقوق زيست‌محيطي آنها است با ورود 10 نفر از نمايندگان NGO‌ها به ساختمان استانداري براي مذاکره موافقت شد و 40 نفر مابقي که از راه‌هاي دور و نزديک آمده بودند تا استاندار را ببينند در سرما به انتظار نشستند! يکي از اين 10 نماينده نيز چهره سرشناس زيست‌محيطي، دکتر غلامعلي بسکي بود که با وجود کهولت سن تنها به عشق پارک ملي گلستان که اصلي‌ترين کانون تنوع زيستي ايران محسوب مي‌شود، به گرگان آمده بود تا براي چندمين بار اعتراض خود را از تکه تکه کردن پارک ملي گلستان و نابودي جنگل و حيات‌وحش اين منطقه به اطلاع استاندار برساند. او پيش از اين بارها با محمود احمدي نژاد و روساي سازمان محيط‌زيست در گذشته و حال براي نجات پارک ملي گلستان و خروج جاده ترانزيت که از داخل اين پارک عبور مي‌کند به گفت‌وگو نشسته اما نتيجه نگرفته است!

جلسه مسئولان امنيتي با طرفداران محيط‌زيست

10 نفر از نمايندگان منتخب گروه‌هاي زيست‌محيطي سرانجام پس از راهيابي به ساختمان استانداري گلستان، به جاي آنکه با استاندار و يا معاونت‌هاي مرتبط در بحث عمران به گفت‌وگو بنشينند با مسئولان امنيتي و حراستي اين استان به بحث نشستند چرا که تنها مدير کل امنيتي استانداري، مدير کل حراست و نيز مدير کل حوزه رياست پذيراي معترضان زيست‌محيطي شدند. در اين جلسه که سه‌ساعت به طول انجاميد، جمشيدي، مدير کل حوزه رياست سازمان بعد از شنيدن نقطه نظرات کارشناسي اين افراد و پوزش از نحوه برخورد تند صورت گرفته با طرفداران محيط‌زيست قول داد که نتايج جلسه به اطلاع استاندار مي‌رسد.

ميترا البرزي منش، کارشناس ارشد محيط‌زيست که در حال حاضر ارزيابي زيست‌محيطي جاده شمالي پارک ملي گلستان را در دست مطالعه و بررسي دارد در اين جلسه اظهار داشت: خواست ما اين است که مصوبه دولت در مورد جاده پارک ملي گلستان به اجرا گذاشته شود. در اين مصوبه که يک‌بار در دولت خاتمي و يک بار هم در دولت احمدي نژاد تصويب شده، از عرض 11 متري جاده سخن به ميان آمده در حالي که امروز عرض جاده گلستان تا 50 متر در برخي نقاط تعريض شده که نقض آشکار قوانين زيست‌محيطي و مصوبه دولت است. وي گفت : در اين مصوبات تاکيد شده که وزارت راه بايد ساخت گزينه شمالي در بيرون از پارک ملي گلستان را در دستور کار خود قرار دهد اما در نهايت شگفتي اکنون چند سالي است که هر چه بودجه بوده صرف تعريض اين جاده در داخل پارک شده که خسارات زيادي به منطقه وارد کرده و گويا گزينه شمالي کاملا فراموش شده است.

سيل جاده گلستان را با خود خواهد برد

از ديگر کارشناسان اين جلسه محمد درويش، عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع کشور بود. وي گفت : بعد از سيل سال 1380 گلستان و کشته شدن 500 نفر در اين سانحه، هياتي به اتفاق وي براي بررسي موضوع به گلستان اعزام شدند و نتايج بررسي‌هاي حوزه آبخيز گلستان توسط اين هيات نشان داده که به دليل موقعيت خاص حوزه آبخيز چنانچه بار ديگر سيل بيايد جاده گلستان را تخريب خواهد کرد. ياسر انصاري، دبير کانون عالي گسترش فضاي محيط‌زيست، نيز با اشاره به تخلفات صورت گرفته توسط وزارت راه و تعريض غير قانوني جاده خواستار اجراي مصوبه دولت و بازگشت جاده به عرض 6/11 متر شد. در اين جلسه تک تک شرکت کنندگان ضمن اينکه به صراحت اعلام کردند هيچ مخالفتي با ساخت جاده ندارند تنها از تعريض غيرقانوني اين جاده در پارک ملي گلستان و فراموش شدن ساخت گزينه شمالي در بيرون از پارک و نيز ارزش‌هاي زيستي اين منطقه سخن گفتند اما در نهايت شگفتي، مدير کل حوزه رياست استانداري بعد از اين سخنان به شرکت کنندگان گفت که نگاهشان به موضوع تک بعدي و صرفا زيست‌محيطي است! جمشيدي در بخشي از اظهاراتش گفت: جنگل‌هاي گلستان سال‌هاست که در برون از پارک ملي در حال تخريب است اما تاکنون احدي از شما به اين موضوع اعتراض نکرده‌ايد! او سپس گفت : در جلسه با مسئولان سازمان محيط‌زيست قرار شده، هر جا که وزارت راه اقدام به تعريض جاده کرده اين نقاط دوباره شخم زده شده و به حالت اول برگردد و نهايتا عرض جاده گلستان در حد همان 11 متر باقي بماند.

اما طولاني شدن عمليات ترميم جاده گلستان يکي از عمده ترين اشکالات وارده دراين طرح است که از سوي خبرنگار «پول» مورد پرسش واقع شد. در حالي که در تفاهم‌نامه‌هاي بين سازمان محيط‌زيست و وزارت راه قرار شده بود اين عمليات بيشتر از دو سال به طول نينجامد اما اکنون با گذشت نزديک به پنج سال از حضور وزارت راه در پارک ملي گلستان، اين طرح به اتمام نرسيده است. مدير کل حوزه رياست نيز در پاسخ به اين پرسش گفت : علت ممانعت‌ها سازمان محيط‌زيست بوده است!

اين در حالي است که در سال‌هاي گذشته کمترين ممانعتي از سوي سازمان محيط‌زيست و اداره کل محيط‌زيست استان، صورت گرفته و شايد همين عدم نظارت‌ها از سوي اين سازمان باعث شده تا امروز نزديک به 10 پل با عرض 19 متر و جاده‌اي به عرض 50 متر در اين پارک احداث شود. هر چند مسئولان استاني تمامي اين موارد مطرح شده را منکر مي‌شدند و مدعي بودند که اصلا تخريبي صورت نگرفته است. در پايان اين جلسه تومار 52 متري با امضاي گروه‌هاي زيست‌محيطي و طرفداران محيط‌زيست در مقابل مسئولان استانداري به نمايش گذاشته شد که خواستار جلوگيري از تخريب جنگل‌هاي شمال و پارک ملي گلستان شده بودند.

در گلستان دریافتم که تنها نیستیم …

 

جمعه ۳۰م بهمن ۱۳۸۸

    دقیقاً ساعت ۱۲ ظهر روز ۲۹ بهمن، اتوبوس حامل برخی از نمایندگان تشکل‌های مردم‌نهاد که توانسته بودند خود را تا ساعت ۴:۳۰ بامداد همان روز به میدان ونک تهران برسانند، در مقابل استانداری گلستان ایستاد. امّا همراهان خسته‌ی من، به جای دیدن و لمس مهمان‌نوازی و استقبال گرم مسئولین در استانداری گلستان، با کمال تأسف شاهد برخوردی سرد و امنیتی بودند … بلافاصله چندین دستگاه خودرو ویژه نیروی انتظامی و دیگر نهادهای امنیتی در محل حاضر شد، مرتباً درخواست می‌کردند که بازگردیم و عکس هم نگیریم! در همان زمان اما رخدادهای خوشایندی هم در حال وقوع بود، این که احساس کردی تنها نیستی و نه‌تنها از تهران که از گرگان و برخی دیگر از شهرهای شمالی کشور هم عده‌ای از عاشقان پارک ملّی گلستان خود را به محل رسانده بودند. به ویژه باید از یار نام‌آشنای طبیعت ایران، دکتر بسکی  یاد کنم که مثل همیشه، مرد و مردانه خود را از روستای تنگراه به مقابل استانداری رسانده بود تا فریادمان رساتر شود …

سرانجام در اثر پیگیری‌های کم‌نظیر یاسر انصاری و جناب شفیعی عزیز و دیگر دوستان، مسئولین اندکی نرم شده و پذیرفتند تا از بین حاضرین با ۵ نفر به عنوان نماینده صحبت کنند که البته در اثر اصرار ما، این تعداد در نهایت به ۱۰ نفر افزایش یافت و به بقیه حتا اجازه داده نشد تا در محوطه‌ی استانداری باقی مانند؛ موضوعی که نگارنده با گله‌مندی فراوان به آقای مهندس جمشیدی، مدیرکل حوزه‌ی استانداری و مشاور عالی استاندار گلستان اعلام داشتم و به ایشان یادآوری کردم: کمینه‌ی کاری که از شمایان انتظار می‌رفت، پذیرش آدم‌هایی است که رنج سفر را بر خود هموار کرده تا به دفاع از یکی از میراث‌های ارزشمند طبیعت گلستان بپردازند؛ آنگاه شما چرا و چگونه به جای حمایت و تشویق چنین روحیه‌‌ی مسئولیت‌شناسانه‌ای، با آنها اینگونه تحقیرآمیز روبرو شده و دلشان را به درد آوردید؟
برای جناب جمشیدی توضیح دادم که نگارنده چند سال پیش و در معیت یک گروه کارشناسی از سوی وزارت جهاد کشاورزی برای بررسی ابعاد سیل ویرانگر تنگراه به منطقه آمده و با تشریح ویژگی‌های آب‌شناختی آبخیز تنگراه، استعداد سیل‌خیزی حوضه را تشریح کردم؛ استعدادی که سبب شد گروه به این جمع‌بندی برسد که بهتر است جاده‌ی دیگری در محور گلیداغی طراحی شود که نه خطرات جاده‌ی کنونی را دارد و نه بر پارک گلستان، تنش وارد می‌سازد. افزون بر آن، سبب تسهیل رفت و آمد ساکنان ۶۰ روستای منطقه هم خواهد شد. آخرین نکته‌ای که برای آقای جمشیدی و همکاران‌شان توضیح دادم، اشاره به توده‌ی منحصر به فرد بلوطی است که در پارک ملّی گلستان وجود دارد و نظیر آن به سبب تخریب اغلب جنگل‌های جلگه‌ای نوار ساحلی شمال، دیگر وجود ندارد؛ به ویژه آن که اصولاً آن پایه‌ای که در مرز تغییر بوم‌سازگان (اکوسیستم) جنگلی به استپی و کوهستانی مستقر شده‌اند، از مقاومت بیشتر و کم‌نظیر‌تری برخوردارند و باید تحت هر شرایطی محفوظ مانند.

سخنان دیگر نمایندگان حاضر، به ویژه سرکار خانم میترا البرزی‌منش که از ارزیابان باسابقه‌ی مهاب‌قدس هستند و نیز مژگان جمشیدی، عباس محمّدی، حسین عبیری گلپایگانی و … بسیار مفید بود و در بین آنها هم دکتر بسکی گاه به گاه با زبان تند اما هوشمندانه‌ی خود حجت را تمام می‌کرد! نمی‌کرد؟
مژگان جمشیدی تصاویری از نحوه‌ی مدیریت دیگر کشورهای جهان بر پارک‌های ملی‌شان را به جمشیدی و دکتر قره‌خانی – نماینده مردم علی‌آباد کتول در مجلس شورای اسلامی و از حامیان احداث جاده ابر – نشان داد تا دریابند که چقدر از دنیا عقب مانده‌ایم. البرزی منش هم اشاره کرد که بیش از ۵۰ درصد از پستانداران شناخته شده‌ی ایران در پارک ملی گلستان زندگی می‌کنند و ارزیابی و ساخت این جاده‌ها چرا باید ۱۰ سال طول بکشد؟ (دکتر بسکی در این لحظه گفت: آیا این شرم‌آور نیست که رضا شاه در آن زمان و با پول افزایش قیمت شکر توانست هزاران کیلومتر جاده و پل و خط آهن بکشد و ما برای ساخت این ۲۰ یا ۳۰ کیلومتر اینگونه درمانده‌ایم؟!)

در نهایت، مهندس جمشیدی ضمن احترام به دغدغه‌های حاضرین، خاطره‌ای تأمل‌برانگیز از دوران فرمانداری خود در شهرستان سوادکوه را ذکر کرد؛ شهرستانی که به گفته‌ی وی، بیش از ۳۳ سال، زباله‌هایش در رودخانه تخلیه می‌شد و به دریای مازندران می‌ریخت! زیرا مسئولین منابع طبیعی و محیط زیست منطقه حاضر نبودند یک هکتار زمین را در اختیار شهرداری قرار دهند تا زباله‌ها در آنجا دفن شوند! رخدادی که نشان‌دهنده‌ی اوج نابخردی و تنگ‌نظری مسئولین مربوطه در سوادکوه است (اگر صحت داشته باشد). در واقع چنین دفاع‌های بدی از محیط زیست است که وضعیت امروز طرفداران راستین طبیعت وطن را اینگونه ضعیف ساخته است. جمشیدی و قره‌خانی این را هم اضافه کردند که هم‌اکنون بیش از ۱۲۰ هزار مترمکعب چوب در قالب فعالیت ۹۸ شرکت بهره‌بردار، استحصال شده و از منطقه خارج می‌شود، شرکت‌هایی که برای عبور و مرور راحت خود و قاچاقچیان چوب، با مجوز منابع طبیعی بیش از ۴۸۰ کیلومتر راه جنگلی در دل جنگل‌های بکر سوادکوه کشیده‌اند و از ما پرسیدند: چرا در برابر چنین جنایتی ساکت مانده‌اید؟ ما هم جواب دادیم چون اطلاع رسانی نمی‌شود و ما نمی‌دانیم. دکتر قره‌خانی هم قول داد تا این موارد را در نطق چهارشنبه آینده در صحن بهارستان بازگو کند و از وزارت راه بخواهد تا به تصمیم محیط‌زیست در پارک ملی گلستان گردن نهد. همچنین در نهایت، آقای جمشیدی قول داد که جلوی تخلف در ساخت جاده را گرفته و نگذارد عرض جاده از ۱۱٫۶ متر تجاوز کند. همچنین ایشان قول دادند که آن بخش‌هایی که به عرض ۴۰ متر تخریب‌شده و جاده ساخته شده بود، شخم خورده و مجدداً به حریم پارک بازگردند و نیز همزمان پروژه ساخت محور گلیداغی را پیگیری کنند.
حال باید دید آیا این بار مسئولین به تعهدات خود عمل خواهند کرد یا خیر.
سرانجام مذاکرات ما بعد از ۴ ساعت به پایان رسید و البته این بار جناب جمشیدی به مشایعت و دلجویی حاضران پرداخت و بابت رفتار بد همکاران خویش از مردم حاضر در مقابل استانداری عذرخواهی کرد. ما نیز مجدداً با همان اتوبوس برگشته و در نخستین لحظه‌های بامداد جمعه – ۳۰ بهمن ۸۸ – در میدان ونک تهران از اتوبوس پیاده شدیم.
از طرف خودم دست‌مریزادی جانانه به همه‌ی عزیزان و سرورانی می‌گویم که رنج چنین سفر خسته‌کننده‌ای را برخود هموار کردند تا پاسدار سبزینه‌ی وطن باشند.
درود بر شرف‌شان.

    مؤخره:
یک تشکر جانانه دیگر باید از هموطن عزیزی به نام “بی نام” کنم که در کامنت‌دونی یادداشت پیشین، بنده را به شدت نواخته‌اند! ننواخته‌اند؟ ممنونم رفیق گرامی! زیرا یادم انداختی که چه دوستان خوبی در فضای مجازی و حقیقی دارم؛ دوستانی که وقتی پیام‌های پرمهر و حمایت‌آمیزشان را خواندم، بی اختیار در این خنکای صبحگاهی اشک شوق در چشمانم جاری شد … ممنون عبداللطیف، شقایق، عمو محسن، اشکار و دیگر دوستان عزیزی که به دفاع از درویش پرداختید … یاد همراهی‌هاتان هرگز در دل و جان من خاک نخواهد خورد.

 
< قبل   بعد >

 

 

تبلیغ انجمن های خیریه ؛ رایگان است

 

آمار بازدید کننده

New Page 1

انجمن آلزایمرایران

arm